عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

179

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

آنست كه به كار بسته شود 106 أفضل العمل ما أخلص فيه : برترين عمل آنست كه پاك و خالص براى خدا گذارده شود . 107 أفضل المعرفة معرفة الإنسان نفسه برترين شناسائى آنست كه بشر خود را بشناسد و انسان از خود شناسى به خدا شناسى خواهد رسيد . 108 أعظم الجهل جهل الإنسان أمر نفسه بزرگترين نادانى آنست كه انسان كار خود را نشناسد . 109 أعقل النّاس محسن خائف : خردمندترين مردم شخص نيكوكاريست كه از خدا مى ترسد . 110 أجهل النّاس مسيئ مستأنف : نادان ترين مردم گنهكارى است كه پيوسته گناه را از سر مى گيرد . 111 أسوء الصّدق النّميمة : بدترين راستگوئيها راستگوئى در سخن چينى است ( و آن از گناهان كبيره است ) . 112 أفظع الغشّ غشّ الأئمّة : رسواترين ناپاكى و تيره درونى ناپاكى رهبران هر جمعيّتى است . 113 أعظم الخيانة خيانة الأمّة : بزرگترين خيانتها و نا پاكيها خيانت با ملّت و جمعيّت است 114 أقبح الصّدق ثناء الرّجل على نفسه : زشت ترين راست گفتن آنست كه انسان خودستائى كند . 115 أفضل الجهاد مجاهدة المرء نفسه : برترين پيكار و جهاد آنست كه مرد با نفس اماّره‌اش بجنگد . 116 أربح البضايع اصطناع الصّنايع : سودمندترين سرمايه‌ها احسان كردن بمردم است . 117 أفضل الذّخائر حسن الصّنايع : برترين پس اندازيها نيكوئى در بخشش ها است . 118 أحسن الصّنايع ما وافق الشّرايع : نيكوترين احسان نمودن آنست كه موافق دستورات شرايع باشد . 119 أفضل العقل الأدب : برترين خردمندى بآداب دين مؤدّب بودن است . 120 اكره المكاره فيما لا يحتسب : ناخوشترين ناخوشيها در آن چيزيست كه در آن پاداش و مزدى طلب نگردد . ( شايد مراد آن باشد كه شخص چنانچه در ناگوارى ها انتظار أجر داشته باشد لا محالة شكيبائى بخرج داده پس تا حدّى از شدّت ناگوارى كاسته مىشود ) و اللّه العالم